میلاد احمدی

به وب سایت شخصی من خوش آمدید :)

روزی که استخدام شدم :)

معمولا ما پسرا بعد از سربازی به ناچار باید بریم دنبال کار منم از این قاعده مستثنی نبودم و بعد از اتمام سربازی و مراسمات ختم مادر بزرگم تصمیم گرفتم برم دنبال کار و اومدم تهران که بتونم اینجا یه کاری توی زمینه کامپیوتر پیدا کنم. کاش به همین راحتی بود که فکرشو میکردم

خلاصه اومدیم تهران و رفتم خونه داداشم هر روز دنبال کار توی این سایت های استخدامی از جاب اینجا گرفته تا ایران استخدام و … ولی افسوس که هر کدوم رو زنگ میزدی یا آگهی رو میخوندی ازت یه سابقه ای عجیب و غریب میخواستن

من قبلا به صورت شخصی توی زمینه سئو و بهینه سازی سایت کار کرده بودم و چندین سایت هم داشتم ولی خب اینا دنبال یابقه کار و بیمه و… بودن که من هیچ کدومشو به صورت رسمی نداشتم

بالاخره بعد از روزهای زیادی که گذشت درست توی روز مادر به واسطه یکی از اقوام تونستم توی یکی از شرکت های کامپیوتری مشغول به کار شم. البته به صورت آزمایشی الان هم که این پست رو دارم مینویسم تقریبا ماه دوم این دوره آزمایشیه و امیدوارم که بتونم بعد از این دوره به کارم ادامه بدم و هر روز چیزای جدید تری رو یاد بگیرم.

سربازی

امروز 1397/11/01 خدمت مقدس سربازی بعد از 15 ماه به پایان رسید خدمتی که بالا و پایین زیاد داشت پر از تجربیات خوب و بد از شناخت آدمهای جدید گرفته تا از دست دادن خیلی از دوستان قدیمی البته اینم باید بگم که خدمت هم برای بعضی آدما لازمه و برای بعضیا نه !

خدمت ما از 1396/08/01 از پایگان شهدا کرمانشاه به قول بچه هایی که اونجا خدمت کردن هتل شهدا شروع و بعد از فراز و نشیب های فراوان توی یکی از ناحیه های مقاومت استان کرمانشاه به پایان رسید ولی در پایان این خدمت یه اتفاق تلخ باعث شد شادی پایان خدمت تجربه نکنیم.

روز 1397/10/29 که مرخصی های پایان دوره رو سپری میکردم، اتفاق تلخ از دست دادن ناگهانی مادر بزرگ عزیزم همه چیز رو تغییر داد بیشتر شبیه یه شوک خیلی بزرگ بود ولی خب نمیشد کاریش کرد و دیگه خدمت و جشن پایان خدمت همه چیز فراموش شد.

خدمت سخت نیست و گاهی وقتا ارزش بعضی از چیزایی که داری رو بیشتر میدونی و خیلی از ابزار و وسایل برات بی معنی میشه

 

سلام دنیا!

سلام دنیا امروز موفق شدم این وب سایت را راه اندازه کنم تا کجا ادامه داشته باشه خدا میدونه 🙂